آی ملت بیدار شید و اعتراض کنید، دو برابر شدن نرخ دلار یعنی دزدیدن نصف پول از جیب تک تک شما

متاسفانه ابعاد و تبعات کاهش ارزش پول ملی برای بسیاری روشن نیست. همه داریم خبرهای افزایش نرخ سکه و دلار رو از یک رکورد به رکورد دیگه منتشر می کنیم ولی توجه نداریم داریم رکورد فلاکت ملتمون رو با سکوت تماشا می کنیم. دوبرابر شدن دلار یعنی فقر یعنی رفتن نان از سفره مردم ، یعنی به جای دو شیفت کار برای زنده بودن حالا باید سه شیفت جان کند، یعنی زنان بیشتری به خود فروشی کشانده شوند، یعنی اعتیاد بیشتر یعنی افزایش جرم و جنایت در جامعه. تا دیر نشده باید بپا خیزیم و طومار این حرامیان بی شرف را بپیچیم. سکوت مساوی است با تن در دادن به بردگی و بدبختی ابدی. همزمان با سالگرد اعتراضات 25 بهمن همه دست به دست هم بدیم و همه خیابان های شهرها را به کانون اعتراض علیه رژیم فاسد ولایت فقیه کنیم. سکوت یعنی خیانت به ملت ایران

Advertisements
Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

دعوت جمعی از بلاگرها به تحریم فعال نمایش انتخاباتی حکومت ایران

دیو اقتدارگرایی و مطلق طلبی حکومت ایران، که پیش از این و بی آنکه اعتقادی به جمهور مردم داشته باشد، در لباس جمهوریت رخ نهان کرده بود، در انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن چهره عیان نمود و هر چه دیوان همه دارند را یک جا به نمایش درآورد. تقلب٬ خیانت٬ قتل٬ جنایت و تجاوز را ضمیمه کودتای نظامی سرداران فربه از ثروت­های نفتی نمود تا حجت را بر همگان تمام نماید که این دیوِ زنجیرپاره کرده‌ی استبداد دینی به قفس برنمی‌گردد. پیداست که پس از انتخابات ۸۸ در این شهر پرآشوب٬ سمفونیِ اصلاح آواز بی محل تاریخ ‌گذشته‌ای بود که هم خنده‌ی مردمان تلخ کام ایران را برمی انگیخت و هم قهقهه‌ی تمسخرآمیز اصحاب استبداد را. هم از این رو بود که مردم و همراهان بزرگ سبزشان دست از اصلاحاتی که صرفا در حضور انتخاباتی خلاصه میشد کشیدند و به جای آن، مسیر ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد را برگزیدند.

اینک اما در سردترین فصل حیات سیاسی معاصر ایران، دوباره سیرک انتخاباتی جدیدی به راه افتاده است. حکومت که مشروعیت خود را از دست رفته می‌بیند به دنبال آن است که به این فضای بسته‌ی خفقان‌آور٬ به خیال خام خویش٬ گرمایی ببخشد تا برای اجرای نمایشنامه مضحک انتخابات، باز تعدادی تماشاچی و بازیگر فراهم نماید. اما کیست که نداند حکومت ایران، انتخابات را نه برای اعمال اراده مردم بلکه برای بزک کردن چهره واقعی استبدادی‌اش به نمایش می گذارد، و کیست که نداند دستاورد این سیرک انتخاباتی قرار است صندوق های از پیش پر شده ای باشند که آمارهای پیشاپیش تعیین شده‌ و دروغین ۶۳ درصدی و یا شاید هم 2/98 درصدی را به نمایش نهند؛ و محصول این صندوق ها قرار است نمایندگان گلچین شده ای باشند که به فرمان بیتِ استبداد، قیام و قعود کنند و بر فسادهای سیاسی و اقتصادی فراگیر چشم بپوشند. پر واضح است که قرار نیست با این انتخابات اتفاق خاصی بیفتد جز اینکه چند روزی دستگاه های تبلیغاتی حکوت با توسل به آمارهایی دروغ مدعی حضور “حماسی” مردم شوند تا سرمه بر چشمان فساد ساختاری حکومت بکشند بلکه کمی از آب رفته را به جوی خشک مشروعیت نظام برگردانند. روشن است که در این شرایط جریان‌های اصیل سیاسی هرگز حاضر نمی شوند که بازیگر این نمایش مضحک انتخاباتی شوند و آبروی خود را هزینه گرم کردن تنور سرد این انتخابات نمایند.
انتخابات ۸۸ و حوادث پس از آن حجت را بر همه فعالین و گروه­های سیاسی تمام نمود و نشان داد که ظرفیت اصلاح انتخاباتی نظام کاملا به اتمام رسیده و دیگر ذیل نام اصلاحات نمی توان به عرصه انتخابات بازگشت و از مردم مطالبه‌ی همراهی نمود. مردمی که به دعوت اصلاح­طلبان وارد عرصه انتخابات شدند، هزینه سنگینی برای رای‌شان پرداخت نمودند. نمی توان بر آن همه کشته دادن‌ها و زندان رفتن‌ها چشم پوشید و دوباره دست در دست کسانی گذاشت که خون فرزندان این سرزمین را ریختند و در مدت دو سالی که گذشت، هیچ اقدامی برای جبران ظلم و ستمی که بر مردم روا داشتند، نکردند٬ همانگونه که در قبال جنایت‌های پیشین خویش نکردند.
ازسوی دیگر، با وجود محدودیت‌هایی همچون نظارت استصوابی، یک‌دستی و هم‌دستی مجریان و ناظران انتخاباتی، فضای بسته‌ی سیاسی کشور و عدم امکان فعالیت احزاب و روزنامه ها، امروز برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم و عاری از تقلب به هیچ عنوان ممکن نیست و بر فرض محال در صورت تحقق، با وجود انسداد سیاسی حاکم در ساختار سیاسی کشور، فربه شدن نهادهای انتصابی، و در مقابل، نحیف شدن نهادهای انتخابی نظام و قدرت گرفتن بی رویه‌ی نهادهای نظامی و شکل گرفتن محفل های متعدد امنیتی و اقتصادی، عملا هیچ کاری از منتخبین مردم برنمی آید همانگونه که از دولت­های هفتم و هشتم و مجلس ششم در شرایطی به مراتب بهتر برنیامد. پیداست که مسئولیت شرایط پیش آمده و پیامدهای مربوطه صرفا بر عهده حاکمیتی است که همواره در پی مهندسی انتخابات بوده و نه نیروهای دمکراسی خواهی که مطالبه اصلی شان مراجعه واقعی به صندوق های رای بوده اما امروز ناگزیر از تحریم انتخابات نمایشی حکومت شده اند.
لذا همانگونه که میر حسین موسوی درآخرین پیام و در آخرین فرصت از درون زندان محصورش نوشت امیدی به انتخابات و شرکت در آن نیست. و نیز، همانطور که در پیام اخیر مهدی کروبی و همچنین بیانیه ۳۹ زندانی سیاسی نیز منعکس شده است، انتخابات فرمایشی مجلس از هم اکنون محکوم به شکست است و آخرین تیر بر پیکرجمهوری اسلامی خواهد بود و از این پس، با تابوت جنازه‌ای مواجه خواهیم بود که بر دستان اقتدارگرایان سنگینی می کند و روز به روز بر تعفن و فسادش افزوده خواهد شد. در این شرایط، گروه­های سیاسی یا کاندیداهای منفردی که به هر نحوی با مشارکت در انتخابات زیر این تابوت را بگیرند چیزی جز بی آبرویی برای خود به ارمغان نخواهند آورد. اما نگرانی آن جاست که این افراد بخواهند از سرمایه و اعتبار جنبش سبز، برای رسیدن به مقاصد انتخاباتی خویش هزینه نمایند. ما شدیدا نسبت به این موضوع هشدار داده و از مجموعه­های فعال در قالب جنبش آزادی خواهی مردم ایران می خواهیم که با مرزبندی صریح و بیان مواضعی آشکار، مانع از به حراج گذاشته شدن سرمایه های والای این جنبش شوند.
همچنین معتقدیم که تنها عدم شرکت در انتخابات کفایت نکرده و می بایست تحریم فعالانه آن به صورت جدی و توسط نیروهای فعال در جنبش سبز دنبال شود به نحوی که عمل تحریم از سطح بیانیه ها فراتر رفته و منجر به نمود عینی در سطح جامعه شود. بدیهی است که موثرترین استراتژی پیش روی نیروهای دموکراسی طلب، مشروعیت زدایی از نمایش انتخاباتی حاکمیتی است که تن به انتخاب و رای مردم نمی دهد. مشروعیت زدایی از حاکمیت و نمایش های انتخاباتی اش نیز، بدون توسل به ابزارهای مقاومت مدنی شدنی نیست. مهمترین عامل در انتخاب روش مناسب برای مقاومت مدنی در مقابل سناریوی انتخابات، به صحنه آوردن شهروندانی است که تن به نمایش انتخاباتی حاکمیت نداده اند. گروه های فعال جنبش سبز می‌توانند با همفکری اعضای فعال، سعی در یافتن کنش هایی کم هزینه برای عینیت دادن به تجمعات مخالفان چنین انتصابات فرمایشی­ای داشته باشند. بروز بیرونی و عینیت دادن به چنین اعتراضاتی، الزاما منوط به راهپیمایی خیابانی نیست و می توان ایده های کاراتری همچون تجمع مخالفان در مکان هایی ویژه (مانند اماکن زیارتی و تفریحی) و یا راه های ابتکاری دیگری یافت تا مانع از آن شد که جمعیت وسیع تحریم کنندگان انتصابات حکومتی در آمارهای ساختگی حکومت گم شوند. دست یابی به کاراترین ایده‌ها، منوط به ایجاد فضایی است که در آن نیروهای فعال جنبش از موضع انفعالی تنها عدم شرکت در انتخابات فاصله گرفته و به جای آن تحریم فعالانه‌ی انتخابات نمایشی و فرمایشی را در پیش بگیرند و از فرصتی که احتمالا با گشایش نسبی فضای سیاسی جامعه در ایام منتهی به انتخابات بوجود می آید برای بروز کنش‌هایی عملی و موثر بهره‌ی کافی و هوشمندانه ببرند.

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

چرا وقتی‌ حامیان دیکتاتوری و خشونت در یک جامعه دموکراتیک حق فعالیت ندارند، در فضای مجازی باید حق فعالیت آزادانه داشته باشند؟

بزرگترین چالش جامعه و کشور ما در یک قرن اخیر چالش میان دموکراسی و دموکراسی خواهان از یک طرف، و دیکتاتوری و حامیانش از طرف دیگر بوده است. در صفوف حامیان دموکراسی، گروه‌های متفاوتی وجود داشته و همچنان وجود دارند، از مشروطه خواهان گرفته تا دینگرا‌ها و برخی‌ طیف‌های حامی‌ سوسیال دموکراسی. و در صفوف حامیان دیکتاتوری هم از سلطنت طلبان گرفته تا مذهبیون و کمونیست‌های طرفدار “دیکتاتوری پرولتاریا” را همچنان مشاهده می‌کنیم. همین صف بندی‌ها کماکان در میان ما ایرانیان وجود دارد، از جمله در فضای مجازی. سوالی که اینجا مطرح میشود این است که روزی که کشور استبداد زده ما به دموکراسی برسد و بتوانیم دموکراسی را در وطنمان نهادینه کنیم، آیا این دموکراسی شامل گروه‌های خشونت طلب که مانع‌ آزادی بیان و آزادی فعالیت سیاسی و مدنی دیگران هستند هم میشود؟ آیا این گروه‌های “دیکتاتور منش” میتوانند تحت لوای دموکراسی و با استفاده از حقوق دموکراتیک، در مسیر رشد و ترویج افکار دیکتاتوری خود، خواستار آزادی فعالیت علنی و تبلیغ برای شیوه‌های خشونت طلبانه خود بشوند؟ طبیعی و منطقی‌ است که پاسخ به این گروه‌ها نه خواهد بود، چرا که فعالیت آزادانه این گروه‌ها خطری برای دموکراسی و نهاد هایش خواهد بود. جهان هنوز چگونگی‌ به قدرت رسیدن آدولف هیتلر در آلمان را از طریق دموکراسی، با سو استفاده از دموکراسی و با توطئه علیه نهاد‌های دموکراسی را از یاد نبرده است…(1) با این توضیح چگونه است که افرادی که علناً از دیکتاتوری و حکومتی حمایت میکنند که به شدیدترین شکل دموکراسی و حقوق دموکراتیک مردم ایران را زیر پا له می‌کند، و یا حامیان گروه‌های به اصطلاح “اپوزیسیونی” که کوچکترین حق مخالفت و اظهار نظری علیه سازمان و رهبران خود برای دیگران قائل نیستند، آزادانه در رسانه‌‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی فعالیت میکنند و با انواع طرفند‌های مخرّب، در فعالیت دموکراسی خواهان اخلال ایجاد میکنند؟ به نظر من این تناقضی است که باید برای همه ما و به ویژه مدیران رسانه‌‌ها و شبکه‌های مجازی قابل تامل باشد. منبع http://azadi-esteqlal-edalat.blogspot.com/2011/09/blog-post_8204.html

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

سخنان افشاگرانه افروغ در باره دخالت سپاه در سیاست و اقتصاد که سایت آینده مجبور به حذف آن شد

افروغ:بعداز بركناری آن برادر سپاهی به ایشان گفتم “سلام علیكم”!
سایت پیشكسوت نوشت: فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان اینكه نگاه سپاه به اجرای پروژه‌های اقتصادی همواره نگاهی جهادی بوده است، از تحویل پروژه‌های فازهای 15 و 16 پارس جنوبی در آذر ماه امسال خبر داد. در همین راستا مفهوم “ورود جهادی سپاه به پروژه های اقتصادی” را با عماد افروغ، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی در میان گذاشتیم و نظر وی را در این باره جویا شدیم.

افروغ گفت: من هم در زمان آقای هاشمی رفسنجانی پیرامون ورود سپاه به عرصه اقتصادی منتقد این حركت بودم و هم در سال های اخیر ورود سپاه به عرصه های سیاسی را نقد كردم.

زمانی كه دولت جدید شكل گرفت و در آن از نیروهای سپاهی استفاده شد و این نیروها در پست های مختلف عهده دار مسئولیت شدند، این روند را نگران كننده دانستم و در مجلس نسبت به افزایش این روند هشدار دادم. در همان زمان یكی از آقایان دعوت شده به مسئولیت كه در وزارت كشور مسئولیت گرفته بود در نامه ای به اینجانب اظهار كرد كه از شما انتظار چنین رویكردی را نداشتیم.

اما درست زمانی كه ایشان را با وضعیت نامطلوبی از مسئولیت كنار زدند، بنده به ایشان گفتم “سلام علیكم”!

در زمان آقای هاشمی كه سپاه ورود به عرصه های اقتصادی را آغاز كرد در كلاس های تحلیلی خود صحبت هایی را ارائه می دادم كه اعضای سپاهی حاضر در این جلسات می گفتند احساس خاصی پیدا می كنند و من در جواب به آنها می گفتم كه راهكار، كنار كشیدن از ورود به عرصه های اقتصادی است. درست نیست كه سپاه وارد معادلات اقتصادی شود.

اكنون هم اصرار دارم كه ورود سپاه به معادلات سیاسی خطاست. ورود به حوزه های اقتصادی و سیاسی، سپاه را از مسئولیت اصلی خود دور می كند. سپاه باید همچنان در چشم مردم عزیز باقی بماند. كاركرد اصلی سپاه “وحدت بخشی” است و سپاهیان نباید این كاركرد را فراموش كنند.

سپاه متعلق به گروه یا جناح خاصی نیست و نباید كاركرد تفكیكی و جناحی داشته باشد. حمایت از حضور سپاه در معادلات سیاسی و اقتصادی بی تردید به كاركرد وحدت بخشی آن آسیب می رساند.

ضرورت های حضور جهادی

عماد افروغ در ادامه بحث به مفهوم حضور جهادی و ضرورت های آن اشاره كرد و گفت: مفهوم جهاد، مفهوم مقدسی است. زمانی كه از حضور جهادی در پروژه های اقتصادی صحبت می كنیم باید به طور دقیق مشخص شود كه پروژه ها در كجا، با تكیه بر چه نیروها و اعتباراتی دنبال می شود. اینكه چه نیروهای انسانی، چه منابع اعتباری و چه مكان هایی برای اجرای پروژه های انتخاب شده، همگی اهمیت دارد. باید بررسی شود كه این پروژه ها چگونه بدست سپاه رسیده است؛ آیا در فرایند مزاینده یا از طریق ارتباطات؟

فعالیت های اقتصادی و ورود به عرصه رقابت های اقتصادی امری عادی و پذیرفته شده است اما نوع ورود سپاه در این عرصه قابل توجه است. مگر زمانی كه بحث ایثار پیش آید. به این معنا كه ورود سپاه به پروژه ها یا رقابت های اقتصادی در راستای كاهش هزینه و افزایش خروجی پروژه هاست و اجرای آن توسط نیروهایی غیر از سپاه هزینه ها را افزایش می دهد. به بیان دیگر در مواردی كه نیروهای دیگر غیر از سپاه برای اجرای پروژه اعلام آمادگی نمی كنند، به كارگیری نیروی انسانی برای اجرای پروژه نیازمند آموزش همزمان است و این كار از عهده سایرین خارج است و مواردی اینچنین، می توان حضور سپاه در پروژه ها را با جهت گیری ایثارگری درك و تفسیر كرد.

در مجموع من هم در دوران سازندگی مخالف و منتقد حضور سپاه در عرصه های اقتصادی بودم و هم در دوران اخیر مخالف ورود سپاه به بدنه دولتی بودم. بعدها بسیاری از منتقدین اینجانب هم متوجه صحت دیدگاه های من شدند.

برای بررسی سلامت فعالیت های اقتصادی سپاه باید به مفهوم “رانت” توجه شود؛ در واقع باید دید فعالیت های اقتصادی سپاه با رانت ارتباط دارد یا خیر؟

سپاه باید از رانت پرهیز داشته باشد؛ رانت در كشورمان با قدرت دولتی و درآمدهای نفتی پیوند خورده است. سپاه بی تردید با دسترسی های خاصی كه به نسبت دیگر افراد جامعه دارد، می تواند ورود به عرصه های اقتصادی و سیاسی را تسهیل كند اما نباید این ورود به گونه ای باشد كه “رقابت”، ” خصوصی سازی” و “مشاركت” لطمه ببینند. خدشه دار شدن رقابت و مشاركت و خصوصی سازی بی تردید فعالیت های اقتصادی جامعه را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

اما ورود جهادی متفاوت است؛ در ورود جهادی انگیزه های متفاوت و خالص است. اعتبار درخواستی، نیروی انسانی و انتخاب پروژه ها در رویكرد جهادی معنای دیگری دارد. جهاد فعلی اخلاقی است كه با ایثار همراه است.

در رویكرد جهادی، پروژه ها از استحكام خاصی برخوردارند. در این رویكرد سپاه با اعتبار مشخص، پروژه را زیر قیمت تمام شده تحویل می دهد. روند اجرای پروژه ها هم به گونه ای است كه به اعتبار پروژه ها خدشه ای وارد نمی شود. در واقع در ورود جهادی، باید شاهد فعل ایثارگرایانه بود فارغ از آنكه به صلابت پروژه ها آسیبی وارد شود.

در عین حال در اثبات جهادی بودن فعالیت سپاه در عرصه های اقتصادی، توجه به انرژی صرف شده برای پروژه ها هم اهمیت دارد. معتقدم با توجه به مفهوم جهاد اقتصادی در شرایط كنونی، ورود جهادی به عرصه های اقتصادی باید تولید محور باشد. در واقع باید دید كه فعالیت های اقتصادی سپاه صرف خدمات و توزیع می شود یا تولید اقتصادی را هدف قرار داده است.

وجه تولید اقتصادی می تواند توجیهی برای جهادی بودن فعالیت های اقتصادی سپاه باشد. تفاوت میان فعالیت های توزیع محور و خدمات محور با فعالیت های تولید محور در رویكرد جهادی جایگاه ویژه ای دارد.

با این وجود ممكن است سپاه به واسطه امكانات و دسترسی های خود توجیه دیگر برای حضور در عرصه های اقتصادی داشته باشد اما این زیبنده سپاه نیست. مردم خاطره خوشی از سپاه در دوران دفاع مقدس دارند. این نوستالژی باید خوب فهمیده شود و از هر نوع آسیب به دور باشد. كاركرد وحدت بخشی این نوستالژی در شرایط كنونی جامعه قابل توجه است. كاركرد وحدت بخشی سپاه فراجناحی و معنوی بوده و باید همچنان اینگونه باقی بماند.

سپاه نباید اینگونه تصور كند كه با در اختیار داشتن قدرت و رسانه اگر چیزی دیگر به جامعه بگوید، از منظر جامعه هم مقبول خواهد افتاد.

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

با آزادگانی که شمع وجود خود را چراغ راه آزادی ساختند سیاهی فاشیسم مذهبی رفتنی است/فراخوان وبلاگ نویسان در حمایت از زندانیان سیاسی

در منتهای ظلمت استبداد، زندانیان سیاسی با گذشتن ازخود در ادامه ی راه شهید جاودان هدی صابر نور امید را دل ملت ستمدیده ی ایران چنان روشن کردند که هیچ جای تردیدی در رهایی و آزادی باقی نمانده است. بعد از درگذشت مهندس سحابی و قتل مظلومانه هاله بهت و یاس غیر قابل توصیفی جامعه را در خود فرو بود. برای هیچکس این جنایت که با هدف نشان دادن سیبعیت عریان درندگان حکومت اسلامی صورت گرفت قابل توصیف نبود. کشتن دختر در زیر تابوت پدر جنایتی نبود که این ملت حتی تصور آن را بتواند بکند اما این رژیم نشان داد که بدتر از یزید هم میتواند باشد. هدی صابر با فدا کردن جان خود نشان داد که خامنه ای بدتر از یزید هم در این نبرد پیروز نخواهد شد. زندانیان اعتصابی با ادامه ی راه صابر ثابت کردند که آزادگی و شرافت را نمیتوان از این ملت گرفت حتی اگر دختر را زیر تابوت پدر بقتل برسانند حتی اگر با ضرب و شتم جان زندانی اعتصابی را بگیرید. ایران به شما افتخار می کند و با این حرکت شما جنبش سبز زنده تر از هر زمان دیگر به نبرد بی امان با فاشیسم مذهبی ادامه خواهد داد. درو بر شما که نامتان بعنوان معلم آزادگی ، عشق و شرافت ماندگار خواهد شد.

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

مراقبِ فرزندان هدی صابرباشیم که در مراسم تشییع جنازه پدر به شهادت نرسند

از فيس بوك ِ‌ مسيح علي نژاد/علی عبدی پایان نامه اش را به چشم های خوشرنگِ هاله تقدیم کرده است، سهمی بیش از این هم مگر می شود داشت دور از خانه جز اینکه با چشم هایی خیره بر مانیتورِ مرگ، مدام نگران باشد و بنویسد: مراقبِ فرزندان هدی صابر، شهیدِ صبورِ جنبشِ سبزِ ایران باشیم که در مراسم تشییع جنازه پدر به شهادت نرسند. سهمَ ما هواری است بر این آوارِ درد…‏

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment

سگهای ولایت امروز بوی تعفن لاشه ی حکومت اسلامی را به خیابانهای ایران آوردند

درو د بر مردم شجاع و دلیر ایران! درود بر مردم فهیم ایران! امروز به همه شما افتخار کردم! دست همه کسانی را که قدم رنجه کردند و به خیابانها آمدند می بوسم. امروز شما با حضور خود در سکوت بار دیگر نشان دادید که رژیم ملایان به زباله دان تاریخ پرتاب شده است و آنچه ار آن مانده است کفتارانی است که به زور سر نیزه و در آمد نفت میخواهند از این کالید گندیده حفاظت کنند غافل از اینکه این مرده زنده شدنی نیست. امروز نیزبرای ارعاب مردم تهران و مراکز استانها به دستور سپاهیان غارتگرکودتا تبدیل به پادگان نظامی شده بود اما حضور مردم در سکوت نشان داد که این رژیم تا چه حد حقیر شده است. ترس و اضطراب در نگاه سگهای تا دندان مسلح موج میزد.
حکومتی که باید قاعدتن با دروغهایی که در دوسال گذشته گفته بود باید امروز را به مناسبت رای چهل میلیونی مردم به نظام جشم می گرفت چنان به ذلالت افتاده که نمیداند تا کی میتوان به سرنیزه تکیه کرد. با ادامه راهپیمایی در شهرها حتی در سکوت این رژیم را برای همیشه دفن خواهیم کرد.

Posted in Uncategorized | Tagged | Leave a comment